ترجمه: Balladeer. نمی تونم حرکت پاهای خود را به سوپرمن.
ترجمه: نوعی کتری فلزی. شمع روشن.
ترجمه: کور نگهبان. تاریخ و زمان آخرین شمع سازی.
ترجمه: میخ زیرپهن. شمع.
ترجمه: Brendon Walmsley. یک شمع سازی.
ترجمه: Buena باشگاه ویستا اجتماعی. شمع.
ترجمه: کارول کینگ. من احساس حرکت زمین.
ترجمه: کریس ریآ. شمع.
ترجمه: سقوط پسر از. 16 کمی کمتر شمع لمسی کمی بیشتر به من.
ترجمه: فرمیم استاتیک. معرفی شش شمع.
ترجمه: فرمیم استاتیک. شش شمع.
ترجمه: هی دوشنبه. شمع.
ترجمه: هی دوشنبه. شمع انفرادی.
ترجمه: هی دوشنبه. شمع آکوستیک.
ترجمه: هی دوشنبه. شمع آکوستیک زنده.
ترجمه: دورویی. وقتی شمع محو.
ترجمه: دورویی. وقتی شمع محو معرفی.
ترجمه: کوزه از خاک رس. پنج شمع.